مکتب وقوع
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مکتب وقوع یا دبستان وقوع یا طرز وقوع، شیوه ای است در "غزل" که با سادگی فوق العاده ی زبان و خالی بودن آن از اغراق های شاعرانه و صنایع بدیعی مشخص می شود.
مکتب وقوع یا دبستان وقوع یا طرز وقوع، شیوه ای است در " غزل " که با سادگی فوق العاده ی زبان و خالی بودن آن از اغراق های شاعرانه و صنایع بدیعی مشخص می شود.
پیدایش
"اما مسأله این است که قالب مسلط شعری قرن هاست که غزل است و محتوای اصلی آن نیز عشق. و در آن معشوق همواره در حال اعراض از عاشق است، آنان بر آن شدند تا این رابطه را دگرگون کنند. اکنون اولا عاشق می تواند از معشوق اعراض کند و ثانیا رابطه های عاشق و معشوق باید جنبه واقعی بیابد. پس اساسِ مکتب وقوع این است که وقایع بین عاشق و معشوق و حالات آنان مبتنی بر واقعیات باشد؛ اما چگونه می توانستند در اجتماعات قرون وسطایی آن دوره از معشوق واقعی زن نام برند و از او نشانی دهند؟ از این رو عمدتا به سوی معشوق مرد رفتند که سخن گفتن از او به اندازه ی زن خطرناک نبود و این مسأله شعر وقوع را بی جان و غیر قابل اعتنا کرد. اما اشتباه اصلی شاعران وقوع در مسأله ی بازگشت به واقعیت در این بود که واقعیت را تحت تأثیر سابقه ی غزل پردازی، فقط طرح ماجراهای عاشق و معشوق می پنداشتند و به دیگر واقعیت های پیرامون خود توجه نداشتند". همین مسأله نیز باعث تکرار مضامین به ابتذال و در نتیجه افول زودرس آن شد. زبان وقوع ساده، عامیه و بعضا غیر ادبی است.
شاعران مکتب وقوع
...
جمله سازی با مکتب وقوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاخهای از مکتب وقوع به اشعار واسوخت اختصاص مییابد. واسوخت در لهجهٔ فارسی هندوستان بهمعنی اعراض و دوریگزینی بود و به شعری گفته میشود که شاعر بهجای نازکشی و ستایش معشوق، تهدید به رهایی میکند. این شیوهٔ بیان بهویژه در اشعار وحشی بافقی دیده میشود.
💡 شعر وقوع عمدتاً به اشعار عاشقانه اختصاص دارد و معشوق نیز در آن مذکر است. پرویز ناتل خانلری در این مورد مینویسد: «در مکتب وقوع معشوق مرد است، زیرا اصل بر حقیقتگویی است و ازاینرو سخنگفتن از زن خطرناک است».[نیازمند منبع] اما سیروس شمیسا معتقد است: «قبل از مکتب وقوع هم سخنگفتن از معشوقِ زن چندان مرسوم نبودهاست»، و ازآنجاکه در آن دوران «نَقل مجالسِ عشاق و رندان، ماجراهایی که بین آنان و معشوق مذکر گذشتهبود» و در این مکتب نیز اصل بر حقیقتگویی و بیان صادقانهٔ وقایع و حالات عاشق و معشوق است.