لغت نامه دهخدا
مؤو. [ م َ ئو ] ( اِ صوت ) مؤوء. مئو. میو. بانگ گربه. رجوع به مؤوء شود.
مؤو. [ م َ ئو ] ( اِ صوت ) مؤوء. مئو. میو. بانگ گربه. رجوع به مؤوء شود.
مووئ. میو. بانگ گربه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صحنه فلش بک میخورد (۱۹۳۲) و دوستان نودولس برای استقبال از آزاد شدن او از زندان میآیند. در اینجا نودولس میفهمد که در این مدت که او در زندان بوده، مکس سردستگی گروه را به عهده گرفته و اکنون به خلافکاریهای بزرگ مشغولاند. او به دیدار دوستانش میرود و به کمک موو با دبورا دیداری میکند اما حسادت مکس مانع از ادامه آن میشود.
💡 در ابتدا قرار بود که این نسخه از دستههای حسگر پلیاستیشن، یعنی پلیاستیشن موو پشتیبانی کند؛ اما با مشاهده تأخیر در عرضه این دستهها، مسئولان کپکام تصمیم گرفتند که بازی را زودتر و بدون قابلیت این دستهها منتشر کنند.