من غیر
مترادفها
به جز، غیر از، بدون
متضادها
با
لغت نامه دهخدا
من غیر. [ م ِ غ َ ] ( حروف جر + اسم ) کلمه نفی یعنی بدون و بجز. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی کلمه نفی یعنی بدون و بجز
جمله سازی با من غیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محقق طوسی در بارهٔ حسن و قبح عقلی برخی افعال، علم به «حسن احسان» و «قبح ظلم» را، بیان میکند: «هما عقلیان للعلم بالاحسان و قبح ظلم من غیر شرع»
💡 و آن دم که کند ز پردهٔ ابر ظهور فالناظر یجتلیه من غیر قصور
💡 چون ز من بندند راه آشنائیهای تو هرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
💡 زان عاشقان نیم که بدانم وفای گل من غیر نامرادی بلبل ندیده ام
💡 برفت گرمی بازار همدمی بر باد چنانکه در دل من غیر آه سرد نماند
💡 او معتقد است که هیچ راهی برای دستیابی به موفقیت پایدار در این مسیر پر فراز و نشیب، من غیر از تلاش مستمر و پشتکار وجود ندارد.
💡 در این قرارداد رسمی ذکر شده است که هیچ مسئولیتی از من غیر از اجرای دقیق بندهای تعیین شده، متوجه طرفین قرارداد نخواهد بود.
💡 از من غیر از این که تمام توان خود را برای حل این مشکل به کار بگیرم، راه دیگری برای کمک به شما نمیشناسم.