لغت نامه دهخدا
من جمله. [ م ِ ج ُ ل َ / ل ِ ] ( از ع، ق مرکب ) به معنی از میان و از جمله و از میان همه و تماماً و سراسر. || القصه و حاصل کلام. ( ناظم الاطباء ).
من جمله. [ م ِ ج ُ ل َ / ل ِ ] ( از ع، ق مرکب ) به معنی از میان و از جمله و از میان همه و تماماً و سراسر. || القصه و حاصل کلام. ( ناظم الاطباء ).
از جمله آمچه گفته شده از زمزه.
معنی از میان و از جمله و از میان همه و تماما و سراسر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون برآرم به زبان نام خداوند جهان تن من جمله شود گوش و دلم جمله زبان
💡 محنت من جمله از عشقست و رنج از آگهی بادهای در ده، که عقلم هست و آگاهم دگر
💡 در سال ۲۰۱۲، با تأسیس دانشکدهٔ مهندسی امکان تحصیل در رشتههای مهندسی من جمله مهندسی نرمافزار در دانشگاه اسلامی مدینه فراهم آمد.
💡 به نوشتهٔ فرهنگ زندگینامهٔ ملی بریتانیا، تمام تلاشهای هیر معطوف ابداع نظامی شده بود که نمایندگی تناسبی را برای همهٔ اقشار جامعهٔ بریتانیا، من جمله اقلیتهای مجلس عوام و سایر مجالس تضمین کند.
💡 گفتا چو بپردازم من جمله دهان گردم صدمرده همیخندم بیخنده دندانی