ملک خویی

لغت نامه دهخدا

ملک خویی. [ م َ ل َ ] ( حامص مرکب ) ملک خو بودن. فرشته خویی. نهاد و سرشت فرشتگان داشتن. نیک خویی:
نخست آدمی سیرتی پیشه کن
پس آنگه ملک خویی اندیشه کن.سعدی ( بوستان ).و رجوع به ملک خو شود.

فرهنگ فارسی

ملک خو بودن. فرشته خویی. نهاد و سرشت فرشتگان داشتن.

جمله سازی با ملک خویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی من خراب از ستم و کشته دشنام توام

💡 ماه من چون تو ملک خویی پری رخساره نیست در روی زمین حالا مگر پیدا شود

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز