ملطی

لغت نامه دهخدا

ملطی. [ م ِ طا ] ( ع اِ ) شکستگی سر که تا پوست تنک سر رسد. ملطاة. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شکستگی که تاپوست تنک سر رسد و به دماغ برخورد. ( ناظم الاطباء ). شکستگی سر که بدان پوست تنک رسد که زبر استخوان سر بود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || پوست نازک میان گوشت و استخوان سر. ( از اقرب الموارد ).
ملطی. [ م َ ل َ طا ] ( ع اِ ) نوعی از دویدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
ملطی. [ م َ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به ملطیه حدود روم. ( از انساب سمعانی ). || منسوب به مَلَط. از مردم ملط: ثالیس الملطی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ملطیه و ملط شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به ملطیه از مردم ملطیه ملطیوی.
شکستگی سرکه تا پوست تنک سر رسد. ملطاه. یا پوست نازک میان گوشت و استخوان سر.

جمله سازی با ملطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حکیمی گفت: آن جام آب بود. آب رود و دریا نخستین آینه بشر بود. لطافت آب و انعکاس چهره اشخاص و اشیاء در سطح آب موجب شد که علاوه برنوشیدن آب، آن را به عنوان مظهر پاکی و شفافیت اجسام بکار برند. از سوی دیگر، تالس ملطی از حکمای یونان باستان و پیروان او آب را منشأ پیدایش جهان شناخته‌اند؛ بنابراین برخی آب را جام جهان‌نما دانسته‌اند که تمام اشکال جهانی به صورت استعداد در آن حضور دارند.

تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز