لغت نامه دهخدا
مفعولات.[ م َ ت ُ ] ( ع اِ ) یکی از اصول اوزان عروضی مرکب از دو سبب خفیف ( مف + عو ) و یک وتد مفروق ( لات ): اگر هر دو سبب را بر وتد مفروق تقدیم کنی مفعولات آید بر وزن «دل شد تازه ». ( المعجم چ دانشگاه ص 44 ).
مفعولات.[ م َ ت ُ ] ( ع اِ ) یکی از اصول اوزان عروضی مرکب از دو سبب خفیف ( مف + عو ) و یک وتد مفروق ( لات ): اگر هر دو سبب را بر وتد مفروق تقدیم کنی مفعولات آید بر وزن «دل شد تازه ». ( المعجم چ دانشگاه ص 44 ).
۱ - ( اسم ) جمع مفعوله (مفعول ) ۲ - ( اسم ) یکی از اصول اوزان عروضی مرکب از دو سبب خفیف و یک وتد مفروق: [ اگر هر دو سبب را بر وتد مفروق مقدم کنی مفعولات آید. ] ( المعجم. چا. دانشگاه. ۴۴ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخن چو باد و من از فاعلات و مفعولات ذراع کرده شب و روز بادپیمایم