مدحت نگار

لغت نامه دهخدا

مدحت نگار. [ م ِ ح َ ن ِ ] ( نف مرکب ) مداح. ستایشگر. ستاینده. مدحتگر:
تا حد تیغ باشد نصرت طراز ملک
تا نوک کلک باشد مدحت نگار تیغ.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

ستایشگر

جمله سازی با مدحت نگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا شدم در وصف رای روشنت مدحت نگار می کند هر نقطه در طومار شعرم اختری

💡 پیریّ و ضعف بنیت و سرمای بس قوی نگذاشتند بر من مدحت نگار پای

💡 تا حد تیغ باشد نصرت از ملک تا نوک کلک باشد مدحت نگار تیغ

💡 سر سبز باد خامهٔ مدحت نگار تو بر تارک محب تو بادا گل مراد

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز