مدحتگر

لغت نامه دهخدا

مدحتگر. [ م ِ ح َ گ َ ] ( ص مرکب ) مداح. ستاینده. که مدیحه سراید. که صفات نیک ممدوح را در شعر مندرج کند:
هنگام مدح او دل مدحتگران او
از بیم نقد او بهراسد ز شاعری.فرخی.همه خوبی و نکوئی بود او را ز خدای
وین رهی را که ستایشگر و مدحتگر اوست.فرخی.

فرهنگ فارسی

مداح ستاینده

جمله سازی با مدحتگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رایت سوی مدحتگر و چشمت سوی معشوق گوشت سوی خنیاگر و دستت سوی ساغر

💡 خشنودم از زمانه که مدحتگر توام چونانکه مجلس تو ز بخت جوان خویش

💡 نطقم در این مدیح مگر خواست گفتنت کای رای روشنت را مدحتگر آفتاب

💡 چون صفحه خورشید ورق در کف صائب روشندل ازان است که مدحتگر صبح است

💡 دل جویا نخورد زین غزل آرایی آب منقبت سنج بود خامهٔ مدحتگر او

💡 از مدح تو فخر آرم و از مهر تو نازم هرچند منم شاعر مدحتگر سلطان

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز