مخترعات
مترادفها
اختراعات، ابداعات
لغت نامه دهخدا
مخترعات. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص، اِ ) احداثات و اختراعات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مخترعة. نو پدید آورده ها: بر آن قرار افتاد که از عرایس مخترعات گذشتگان مخدره ای که از پیرایه عبارت عاطل باشد به دست آید. ( مرزبان نامه ص 6 ). و رجوع به مخترعة شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مخترعه.
جمله سازی با مخترعات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتاب بدایع الافکار، رباعی را اینگونه شرح میدهد: «از مخترعات بحر هَزَج است و رباعی از آن جهت گفتند که بحر هزج در اشعار عرب مربع الاجزاء آمده. پس هر یک بیت از این وزن به مثابه دو بیت مربع باشد و مجموع چهار بیت بود از هزج مربع الاجزاء... اگر مصراع سوم نیز دارای قافیه باشد، آن را رباعی مُصَرَع گویند و اگر مصرع سوم بیقافیه باشد، آن را خصی خوانند.»