لغت نامه دهخدا
گنده دهن. [ گ َ دَ/ دِ دَ هََ ] ( ص مرکب ) گنده دهان: و لشکر این علویان دانی که باشند کفشگران درغایش و دباغان آوه و... گنده دهنان ورامین... ( کتاب النقض ص 474 ).
گنده دهن. [ گ َ دَ/ دِ دَ هََ ] ( ص مرکب ) گنده دهان: و لشکر این علویان دانی که باشند کفشگران درغایش و دباغان آوه و... گنده دهنان ورامین... ( کتاب النقض ص 474 ).
کسی که دهانش بوی بد دهد گنده دم: ز نخ چو پشت پلنگ و نغوله چون دم سگ چو شیر گنده دهان سهمناک چون کفتار. ( سوزنی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رابعا این کریم گنده دهن مردکی حیلتی و ناموسیست