لغت نامه دهخدا
گندم فروش. [ گ َدُ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که پیشه او فروختن گندم است. فومی. ( ملخص اللغات حسن خطیب ). حنّاط:
به بازار گندم فروشان درآی
که این جوفروش است و گندم نمای.سعدی.که شبلی ز حانوت گندم فروش
به ده برد انبان گندم به دوش.سعدی.
گندم فروش. [ گ َدُ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که پیشه او فروختن گندم است. فومی. ( ملخص اللغات حسن خطیب ). حنّاط:
به بازار گندم فروشان درآی
که این جوفروش است و گندم نمای.سعدی.که شبلی ز حانوت گندم فروش
به ده برد انبان گندم به دوش.سعدی.
( صفت ) آنکه شغلش فروختن گندم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبون مرغ شکاری و صید روباهند رهین منت گندم فروش و دهقانند