لغت نامه دهخدا
گنبد نارنج. [ گُم ْ ب َ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی گنبد مقرنس باشد که کنایه از آسمان است. ( برهان ) رجوع به گنبد مقرنس و گنبد نارنگ شود.
گنبد نارنج. [ گُم ْ ب َ دِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی گنبد مقرنس باشد که کنایه از آسمان است. ( برهان ) رجوع به گنبد مقرنس و گنبد نارنگ شود.
بمعنی گنبد مقرنس باشد که کنایه از آسمانست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیشه سان بر سنگ از آن زد گنبد نارنج رنگ کز نسب چون شیشه روشن روی و تاری گوهرند