گمارده

گمارده یک واژه فارسی است که به معنای گماشته شده یا محول شده به کار می‌رود. این واژه به حالتی اشاره دارد که فردی یا چیزی به عنوان مسئول یا نماینده در یک موقعیت خاص قرار داده شده است.

معنی و مفهوم:

گمارده به معنای کسی است که به او وظیفه یا مسئولیتی محول شده است. این واژه می‌تواند به معنای انتصاب یا تعیین فردی برای انجام یک کار خاص باشد.

کاربردها:

در زمینه‌های اداری و مدیریتی: واژه گمارده می‌تواند در متن‌های اداری و مدیریتی به کار رود، جایی که فردی برای انجام یک وظیفه خاص تعیین می‌شود. مثلاً او به عنوان مدیر پروژه گمارده شد.

در متون ادبی: این واژه می‌تواند در شعر و نثر برای توصیف وضعیت‌های مختلف به کار رود. به عنوان مثال، در توصیف شخصیتی که مسئولیتی را بر عهده دارد.

معادل‌ها:

معادل‌های این واژه می‌توانند شامل گماشته، محول شده، منصوب شده و معین شده باشند.

متضادها:

متضادهای این واژه می‌توانند شامل کنار گذاشته شده، رد شده، یا عدم انتصاب باشند. به عبارتی، زمانی که فردی مسئولیتی نداشته باشد یا از انجام وظیفه‌ای معاف شود.

لغت نامه دهخدا

گمارده. [ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) گماشته. منصوب.

فرهنگ فارسی

نصب کرده. ۲ - نشان داده. ۳ - تبسم کرده. ۴ - شکفته.

جملاتی از کلمه گمارده

کوجو یوریتسونه (فوجیوارا نو یوریتسونه) (۱۲۵۶–۱۲۱۸)، در سن هفت سالگی، در سال ۱۲۲۶، در طی یک توافق سیاسی میان پدرش، کوجو میچی‌ایه (از خاندان فوجیوارا) و همسر نخستین شوگون، هوجو ماساکو و هوجو یوشیتوکی (دومین شیکّن)به عنوان یک شوگون دست‌نشانده به این منصب گمارده شد.
نخستین جایزهٔ صلح نوبل در سال ۱۹۰۱ توسط رئیس مجلس نروژ اهدا شد تا اینکه در سال ۱۹۰۴ کمیتهٔ نوبل نروژ تشکیل شد. پنج عضو این کمیته توسط استورتینگه (پارلمان نروژ) گمارده می‌شوند و انجام امور مقدماتیِ مربوط به داوری و نیز اهدای جایزهٔ صلح نوبل بر عهدهٔ این کمیته است. اعضای این کمیته مستقل هستند و به قانون‌گذاران پاسخگو نیستند. اعضای دولت نروژ حق عضویت در این کمیته را ندارند.
در طول جنگ جهانی اول به عنوان مترجم ارتش خدمت کرد و به درجه ستوانی ارتقا یافت. پس از آن در دپارتمان زبان‌شناسی تاریخی سامی دانشگاه تورینو گمارده شد او این شغل را تنها تا سال ۱۹۱۹ حفظ کرد. در ۱۹۲۰ برای ایگنازیو گویدی در دانشگاه ساپینزا رم کار کرد و استاد زبان عبری و زبان‌های سامی تطبیقی گردید.
ولایت جائر اصطلاحی در فقه است که به پذیرفتن پست و مقام از سوی شخص ستمگر اشاره دارد و این شخص ستمگر را جائر و افرادی را هم که از سوی جائر به پست و منصب گمارده می‌شوند را جائران می‌گویند.