گزاف گفتن
مترادفها
مبالغه کردن، زیادهروی کردن، دروغ گفتن
متضادها
راست گفتن، حقیقت گفتن
لغت نامه دهخدا
گزاف گفتن. [ گ ُ / گ ِ / گ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) لاف زدن. عبث گفتن. بیهوده گفتن.به دروغ چیزی را بر خود بستن که ندارد:
گفت خر آخر همی زن لاف لاف
در غریبی بس توان گفتن گزاف.مولوی.چو گزافی نگفت از او مازار
گفت چیزی که برده ای بازآر.اوحدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیزی را بخود بستن لاف زدن: گفت خر آخر همی زن لاف لاف در غریبی بس توان گفتن گزاف. ( مثنوی )
جمله سازی با گزاف گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نافه را چون گشاد مشک فروش شد سیه زان گزاف گفتن روش
💡 او در صحبتهای خود درباره موفقیتهای گذشتهاش شروع به گزاف گفتن کرد که باعث شد اطرافیان به سختی حرفهای او را باور کنند.
💡 در گزارشهای خبری باید دقت کرد که از گزاف گفتن درباره حوادث یا آمارها خودداری شود تا حقیقت موضوع به درستی به مخاطبان منتقل گردد.
💡 سیاستمداران نباید برای جلب حمایت بیشتر مردم، به گزاف گفتن وعدهها و وعدههای عملینشده روی بیاورند، زیرا این کار اعتماد عمومی را از بین میبرد.