کوچکین

لغت نامه دهخدا

کوچکین. [ چ َ / چ ِ ] ( ص نسبی / ص عالی )کوچکترین و خردترین و کهترین. ( ناظم الاطباء ). کوچکترین. مقابل بزرگین. ( فرهنگ فارسی معین ):
کوچکین رنجور بود و آن وسط
بر جنازه ی آن بزرگ آمد فقط.مولوی ( مثنوی ).متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازه برادر که آن کوچکین صاحب فراش بود. ( مثنوی مولوی نیکلسن ج 6 ص 541 ). آن پسر کوچکین با پدر گفت... ( ترجمه دیاتسارون ). آن پسر کوچکین هرچه بخش خود بود همه فراهم آورد و رفت. ( ترجمه دیاتسارون ص 298 ).

فرهنگ عمید

کوچک ترین، اندک ترین.

دانشنامه عمومی

کوچکین (ناحیه پچگاتلوکایسکویه شهرستان تئوچژسکی آدیغیه). کوچکین ( به لاتین: Kochkin ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در آدیغیه واقع شده است.

جمله سازی با کوچکین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوارتی پاچکو یک کمک تسلیحاتی از سوی تریمومپارا راجای کوچین دریافت نمود تا در دفاع از کوچکین از آن استفاده نماید و همچنین هنگام بازگشت به لیسبون در ۱۵۰۵ میلادی، از سوی شاه مانوئل یکم پرتغال با افتخارات و جشن‌های مردمی استقبال گردید.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز