کشت و کار

لغت نامه دهخدا

کشت و کار. [ ک ِ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کشت. زرع. فلاحت. حراثت. کشت و برز. ( یادداشت مؤلف ): چون هفت سال سپری شدخدای تعالی باران فرستاد و چشمه ها و کاریزها آب گرفت و از زمین نبات برست و درختان برآمد و بار داد و کشت و کار جهان راست بایستاد. ( ترجمه طبری بلعمی ).
بکاریم دانه گه کشت و کار
سپاریم کشته به پروردگار.نظامی.چو در کشت و کار جهان بنگریم
همه ده کشاورز یکدیگریم.نظامی.

فرهنگ فارسی

کشت. زرع. کشت و برز

جمله سازی با کشت و کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسکه غافل خفته وقت کشت و کار گاه محصول است و ما بیحاصلیم

💡 دل در کار پسته و هسته بند واندیشه جز انار از کشت و کار هر درختی اگر همه شاخش مرجان و بارش گوهر باشد جسته و رسته دار. بسکه گفتم زبان من فرسود.

💡 به کشت و کار جهان رخ میار کآخر داو ز کشت مات شود شاه عرصه شطرنج

💡 تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم تخم محبت همه در کشت و کار ماست

💡 با سرا و ملک و کشت و کار و بار کی شوی در راه عرفان مردکار

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز