لغت نامه دهخدا
کراو. [ ک ُ ] ( اِ ) کُراوه. جامه کهنه و پاره پاره را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ).
کراو. [ ک ُ ] ( اِ ) کُراوه. جامه کهنه و پاره پاره را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ).
💡 از این کتاب به بعد شخصیتگری پیرس به عنوان مأمور عملیاتی سیگما معرفی شده و او نقش اصلی در حل معما را ایفا میکند. فرمانده پینتر کراو نیز مدیر نیروی سیگما بوده و بر فعالیتها نظارت دارد؛ هرچند گاهی بهطور مستقیم درگیر عملیات خواهد شد.
💡 پس از پایان خدمت نظامی، با تایلند رفت تا موی تای (بوکس تایلندی) بیاموزد؛ پس از آن به آمریکا مهاجرت کرد تا روشهای دفاع شخصی را به نیروهای نظامی و مردم عادی آموزش دهد، حالا او رئیس مرکز ملی آموزش کراو ماگا در لوس آنجلس است.
💡 این رمان علاوه بر نیروی سیگما، گروه مخالف دیگری به نام گیلد که در برخی رمانهای سیگما مشاهده میشوند را نیز معرفی مینماید. کراو به عنوان شخصیت اصلی این رمان، باهوش، بیباک، قوی و احساساتی است.