لغت نامه دهخدا
کحلی پوش. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) سرمه ای پوش. که جامه سرمه ای پوشد. سیاه پوش:
فلک را کرد کحلی پوش پروین
موصل کرد نیلوفر به نسرین.نظامی.حلقه داران چرخ کحلی پوش
در ره بند گیش حلقه بگوش.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 8 ).
کحلی پوش. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) سرمه ای پوش. که جامه سرمه ای پوشد. سیاه پوش:
فلک را کرد کحلی پوش پروین
موصل کرد نیلوفر به نسرین.نظامی.حلقه داران چرخ کحلی پوش
در ره بند گیش حلقه بگوش.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 8 ).
سرمه ای پوش.که جامه سرمه ای پوشد. سیاه پوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غبار مرکبش کحّال کحلی پوش چرخ توتیای دیده ی ماه منوّر ساخته