کج بحثی
مترادفها
جدل، لجاجت
لغت نامه دهخدا
کج بحثی. [ ک َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل کج بحث. یاوه گویی و نامعقولی در مباحثه. ( ناظم الاطباء ). خطا رفتن در مباحثه و یاوه گویی. ( فرهنگ فارسی معین ):
خروشان از کجک دیدم چو فیلان را یقینم شد
که عاجز می توان کردن بکج بحثی فلاطون را.میرزا معزفطرت.
فرهنگ فارسی
خطا رفتن در مباحثه و یاوه گویی.
جمله سازی با کج بحثی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به تمکین خموشی بر نیاید هیچ کج بحثی که گردد راست قلابی که در کام نهنگ افتد