لغت نامه دهخدا
کتک خورده. [ ک ُ ت َ خوَرْ / خُر دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه مورد ضرب ( کتک ) واقع شده است. ( فرهنگ فارسی معین ). || زن روسپی ژولیده موی و جلف. ( فرهنگ فارسی معین ).
کتک خورده. [ ک ُ ت َ خوَرْ / خُر دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه مورد ضرب ( کتک ) واقع شده است. ( فرهنگ فارسی معین ). || زن روسپی ژولیده موی و جلف. ( فرهنگ فارسی معین ).
۱ - ( صفت ) آنکه مورد ضرب ( کتک ) واقع شده. ۲ - زن روسپی ژولیده و جلف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هر مدرسهای که تحصیل میکردم به محض اینکه متوجه میشدند من فرزند بروس لی هستم مرا به مبارزه دعوت میکردند و این باعث میشد که اغلب با لباس پاره و کتک خورده به خانه برگردم. در نتیجه بهطور دائم از محلی به محل دیگر نقل مکان میکردیم.
💡 براساس تحقیقی در ایران که نتایج آن در کتاب «زنان کتک خورده»، نوشته شهلا اعزازی منتشر شده، آمدهاست که ۸۳ درصد زنان کتک خورده که در این تحقیق حضور داشتهاند، خانهدار بودهاند و ۹۲ درصد زنان کتک خورده در این تحقیق در خانه خود، مورد خشونت واقع شدهاند. آمار بالای خشونت خانگی که بیشتر اوقات در مقابل کودکان رخ میدهد، میتواند اثراتی جبران ناپذیر بر نسل بعدی باقی گذارد.
💡 یک بدلکار کتک خورده و قدیمی خود را در حال کار روی مجموعه فیلمی با ستارهای میبیند که مدتها پیش برای او بدکاری کرده و جایگزین او شده بود، سپس ستاره ناپدید میشود.