چهار سرباز
مترادفها
چهار نظامی، چهار جنگجو
لغت نامه دهخدا
چهارسرباز. [ چ َ س َ ] ( اِ مرکب ) چهار صورت سرباز از چهارنقش و خال که بر هر دست ورق بازی تصویر شده است و هر صورت را به نوع خال همراه آن بازخوانند چنانکه به تناسب گویند سرباز خاج ( گشنیز )، سرباز خال سیاه ( پیک )، سرباز خشت ( کارو ) و سرباز دل ( کور )، رجوع به چارسرباز شود.
فرهنگ فارسی
چهار صورت سرباز از چهار نقش و خال که بر هر دست ورق بازی تصویر شده است و هر صورت را به نوع خال همراه آن باز خوانند چنانکه بتناسب گویند سرباز خاج سرباز خال سیاه سرباز خشت و سرباز دل
جمله سازی با چهار سرباز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توجه: جدول کشته شدن چهار سرباز کشته شده در عملیات در حمایت از عملیات در افغانستان در سایر کشورها را حذف میکند. اینها کارکنان نیروی دریایی و غیرنظامی وزارت دفاع به ترتیب در اکتبر ۲۰۰۲ و ژانویه ۲۰۰۳ در کویت کشته شدند و دو نیروی هوایی در آلمان در سال ۲۰۱۱ کشته شدند. آتش خودی کشتهها در جدول آمدهاست.
💡 طی یکی از تمرینهای نظامی معمولی در پاناما، طوفانی در میگیرد و چهارتن از افراد «سرگرد نیتان وست» (ال. جکسون)، رهبر یک گروه کاماندویی ویژه آمریکایی، میمیرند و خودش نیز ظاهراً ناپدید میشود. برای کشف واقعیت این ماجرا از مأمور تحقیق دادستانی، «تام هاردی» (تراولتا) کمک خواسته میشود و او پس از بررسی اعلام میکند که هر چهار سرباز به قتل رسیدهاند و «وست» نیز به تلافی کشته شدهاست...
💡 روز بعد، چهار سرباز آذری در نزدیکی روستا اسکیپاره پایین، در شهرستان قزاق در غرب جمهوری آذربایجان کشته شدند. در بیانیه وزارت دفاع ارمنستان آمدهاست که آنها بخشی از واحدی متشکل از ۱۵ تا ۲۰ سرباز بودهاند که سعی در نفوذ به مواضع ارمنستان در حوالی روستای ووسکپار در استان تاووش را داشتند. در یک تیراندازی جداگانه پنجمین سرباز آذری در همان منطقه کشته شد.