پوستین به گازر

لغت نامه دهخدا

پوستین به گازر دادن. [ ب ِ زَ / زُ دَ] ( مص مرکب ) صاحب برهان گوید کنایه از بدگوئی و عیب جوئیست. لکن در بیت های ذیل معزی و انوری چنین مینماید که بمعنی کار بغیر اهل آن گذاردن است:
کی شود غرّه بگفتار مخالف چون توئی
مرد دانا کی دهدهرگز بگازر پوستین.معزی.بسلیمان نگر که از سر داد
پوستین اَمل بگازر داد.سنائی.گرت باید که سست گردد زه
اولا پوستین بگازر ده.سنائی.معشوقه دل ببرد و همی قصد دین کند
با آشنا و دوست کسی این چنین کند...
دل پوستین بگازر غم داد و طرفه آنک
روز و شبم هنوز همی پوستین کند.انوری.رجوع بکتاب امثال و حکم شود.
پوستین به گازر داشتن. [ ب ِ زَ / زُ ت َ ] ( مص مرکب ) کار بغیر اهل آن واگذار شده بودن:
از غم صدف دو دیده پر دارم
وز حادثه پوستین بگازر دارم.انوری.
پوستین به گازر فرستادن. [ ب ِ زَ / زُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) پوستین به گازر دادن:
پوستین را به اولین منزل
بفرستاد سوی گازر دل.سنائی.
پوستین به گازرده. [ ب ِ زَ / زُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) کنایه است از آنکه کار را بغیر اهل سپارد،شاید جمله ای است برای تحقیر و استخفاف:
تا چند که پوستین بگازر ده
خرم دل آنکه پوستین دارد.انوری.

جمله سازی با پوستین به گازر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من روبه و پوستین به گازر وین گرسنه شرزه تیز چنگست

💡 گرت باید که سست گردد زه اولا پوستین به گازر ده

💡 دل پوستین به گازر غم داد و طرفه آنک روز و شبم هنوز همی پوستین کند

💡 از غم صدف دو دیده پر در دارم وز حادثه پوستین به گازر دارم

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
دمق یعنی چه؟
دمق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز