پهن شدن

لغت نامه دهخدا

پهن شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) منبسط شدن.پخت شدن. گسترده شدن. پخج شدن. پهن گشتن. پهن گردیدن. انکشاط. ( تاج المصادر ). تفطح. ( منتهی الارب ). امتهاد؛ پهن و بلند شدن. ( تاج المصادر ). خثم؛ پهن شدن سرکلند. ( تاج المصادر ). || مجازاً نشستن ازکاهلی: فلان هر جا میرسد پهن میشود. ( فرهنگ نظام ).
- پهن شدن نام؛ کنایه از مشهور شدن نام است. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- فراخ شدن وسیع گردانیدن. ۲- عریض شدن. ۳- پخت شدن گسترده شدن منبسط گردیدن.۴-نشستن از کاهلی: هر جا میرسد پهن میشود. یا پهن شدن روی زمین. یا پهن شدن نام کسی. مشهور شدن وی.
منبسط شدن پخت شدن

جمله سازی با پهن شدن

💡 افزایش سطح استرادیول باعث ایجاد مشخصه تغییرات استروژنیک بدن در بلوغ زنان می‌شود: جهش رشد، تسریع بلوغ و بسته شدن استخوان، رشد پستان، افزایش ترکیب چربی، رشد رحم، افزایش ضخامت آندومتر و مخاط واژن و پهن شدن مجرا لگن پایین

💡 دحو به معنی حرکت دادن و گسترانیدن و ارض به معنی زمین است و دحو الارض به معنی گسترانیدن و ایجاد زمین (خلقت زمین) است. کلمه دحوالارض در برخی از آیات قرآن مورد اشاره است که بارزترین آنها در سوره نازعات می‌باشد. در سوره نازعات، کلمه دحوالارض به معنای بساطت و پهن شدن زمین آمده است. با این حساب معنای دحوالارض یعنی امتداد پیدا کردن زمین در روز آغاز خلقتش.