لغت نامه دهخدا
وخاب. [ وَخ ْ خا ] ( اِخ ) شهری است در ماوراء بلاد ختّل متعلق به ترک. مشک را از آنجا آورند. معادن نقره مهمی دارد. رجوع به معجم البلدان شود.
وخاب. [ وَخ ْ خا ] ( اِخ ) شهری است در ماوراء بلاد ختّل متعلق به ترک. مشک را از آنجا آورند. معادن نقره مهمی دارد. رجوع به معجم البلدان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کهنترین نام تاریخی رود پنج خروآب بودهاست که جغرافیانگاران دوران اسلامی آن را خرناب و جریاب نوشتهاند و سرچشمهٔ آمودریا دانسته و سرچشمهٔ آن را وخاب خواندهاند که از وخان آید. چنانچه مؤلف گمنام «حدود العالم» در فصل «سخن اندر رودها» میگوید: «و دیگر رودی است او را خرناب خوانند، از مغرب کوه قَسَک برود و میان بدخشان و پارغر اندر جیحون افتد و این خرناب از جیحون مِهتَر است و لکن همه به جیحون بازخوانند از بهر آن که جیحون از رهی دورتر رود».