واردین

لغت نامه دهخدا

واردین. ( اِ ) واردن. قابله. ماماچه. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ). و رجوع به واردن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع وارد در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ): ((... اخبار واردین بمسامع امرائ عظام رسید. ) )
واردن قابله

جمله سازی با واردین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمونه ای از معماری درون‌گرای ایران، که در روزگار احمدشاه باب شد، ساختن بیرونی بردرگاه ورودی خانه‌ها بود و در این محل «مردخانه» با مهمانان خود نشست و برخاست داشت و اغلب با یک دررو به حیاط، امکان تردد به اندرونی وجود داشت و از مهمانان پذیرایی می‌شد و اهالی خانه، میوه، شیرینی و دیگر وسایل پذیرایی را به بیرونی منتقل می‌کردند، بدون آنکه واردین به بیرونی، آنها را مشاهده کنند.

💡 یک جاده شریانی در اسکاربرو است. املای اصلی واردین به بخش فرعی پارک واردین اشاره دارد که در سال ۱۹۱۲ در اسکاربرو ساخته شد. واردن از جنوب جاده کینگستون در باشگاه شکار سابق تورنتو شروع می‌شود و به سمت شمال به خیابان استیلز شرقی می‌رود، جایی که به سمت مارکهام به عنوان جاده منطقه ای یورک ۶۵ ادامه می‌یابد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز