لغت نامه دهخدا
هواک. [ هََ وْوا ] ( ع ص ) سرگشته. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هواک. [ هََ وْوا ] ( ع ص ) سرگشته. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
سر گشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برگرفته نوا که یا مولای لیس الا هواک جوف حشای
💡 حبک فی سریرتی نورک فی بصیرتی سیر هواک سیرتی لیس هوای فی سواک
💡 ارع قلبا هواک ساکنه لیس لی غیر عطفکم بانی
💡 فعلی الطرف من سواک حجاب و علی القلب من هواک رقیب
💡 تسلمنی الی الهلاک لا و هواک ما اراک ان هوای فی هواک لیس هوای فی سواک
💡 سکروا فی هواک ثم ضحوا ما لهم فی سواک هواک مناب