نوک تیز
مترادفها
نوک، رأس، تیزه
متضادها
کُند
لغت نامه دهخدا
نوک تیز. [ ن َ / نُو / نو / نُک ْ ] ( ص مرکب ) آنچه که رأسش تیز باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). سرتیز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه که راسش تیز باشد.
فرهنگستان زبان و ادب
{acute} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی برگی که از دو طرف شیب یکنواخت دارد و به تدریج نوک آن باریک می شود
جمله سازی با نوک تیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دندان:دهان کوچک و انتهایی و پوزه نوک دار و پیش فکیها به کاسه سر متصل شدهاست. هر فک دارای یک ردیف دندان که متشکل از هشت دندان نوک تیز جدا از هم و فک فوقانی دارای یک ردیف داخلی با شش دندان بیشتر است.
💡 با توجه به اینکه حفاظهای کلاسیک و سنتی زیبایی لازم را نداشتند و امنیت کافی را تأمین نمیکردند لذا نسل جدید حفاظ طراحی و تولید گردید که به صورت کامل روی دیوار را پوشش میدهند و با شاخهای نوک تیز بسیار زیادی که دارد عملاً عبور از روی آنها بسیار دشوار و بعضاً ناممکن میباشد.
💡 ارتفاع درخت جوز بویا معمولاً بین ۵ تا ۱۵ متر است؛ البته گاهی بلندی آن به بیست متر هم میرسد. دارای برگهای براق، بیضیشکل و نوک تیز بدون گوشوارک است. درازای برگها در حدود ۱۰ سانتیمتر و روی آنها سبز تیره و پشتشان سبز کمرنگ است.
💡 تیر پرتابهای نوک تیز است که با کمان یا جنگافزارهای مشابه مانند آربالت پرتاب میشود. تیر از پیش از تاریخ در بیشتر فرهنگها و تمدنها بکار میرفتهاست.
💡 رشد قلب ارغوانی بسیار سریع است و به راحتی قابل تکثیر می باشد و در فصل بهار و تابستان در فضای آزاد، یا پشت پنجره با نور زیاد به خوبی پرورش مییابد. گیاهان این گروه دارای ساقههای رونده و برگهای بیضی شکل و نوک تیز با رنگ های متنوع هستند و برای پرورش در سبدها و گلدان های آویز بسیار مناسب هستند.