لغت نامه دهخدا
ناگوارندگی. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدهضمی. تحلیل نرفتگی غذا. || نادلچسبی. || طعامی که سلامتی بخش نباشد ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ). صفت ناگوارنده. رجوع به ناگوارنده و گوارندگی شود.
ناگوارندگی. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) بدهضمی. تحلیل نرفتگی غذا. || نادلچسبی. || طعامی که سلامتی بخش نباشد ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ). صفت ناگوارنده. رجوع به ناگوارنده و گوارندگی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود کسی را که آن زبان دارد ناگوارندگی زیان دارد