ناکوک

لغت نامه دهخدا

ناکوک. ( ص مرکب ) که کوک نیست. مقابل کوک. || ناکوک بودن ساز؛ کوک و مرتب وآماده نبودن آن. منظم و هماهنگ نبودن تارهای آن. || ناکوک بودن حال کسی؛ سردماغ نبودن. سالم و سرحال نبودن او. پریشان حال و آشفته روزگار بودنش.
ناکوک. ( اِخ ) ابوالعلاء عطأبن یعقوب. رجوع به عطأبن یعقوب شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنچه که کوک نیست.یاناکوک بودن حال کسی.سردماغ نبودن وی پریشان حال بودن او. یا ناکوک بودن ساز. منظم و هماهنگ نبودن تارهای آن.
ابوالعلائ عطائ ابن یعقوب

جمله سازی با ناکوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فیزیک نوری، ناکوک کردن لیزری عبارت است از تنظیمفرکانس لیزر به مقداری که کمی از فرکانس رزونانس سیستم کوانتومی دور است. به معنای کلمه، دتیون لیزر تفاوت بین فرکانس رزونانس سیستم و فرکانس نوری لیزر (یا طول موج) است. لیزرهای تنظیم شده با فرکانس پایین‌تر از فرکانس رزونانس، دتیون قرمز نامیده می‌شوند، و لیزرهای تنظیم شده در فرکانس بالای رزونانس، دتیون آبی نامیده می‌شوند.

💡 وی تاکنون تهیه‌کنندگی فیلم‌های سینمایی ناکوک به کارگردانی امیر پورکیان، سگدونی به کارگردانی فرزان زارع و النا به کارگردانی هومن عین‌الهی را نیز بر عهده داشته‌است.

💡 بیژن‌نامه منظومه‌ای حماسی دربارهٔ بیژن فرزند گیو و نوه دختری رستم است. نام سرایندهٔ این اثر به صراحت در بیژن‌نامه نیامده است اما صفا با استناد به آخرین بیت منظومه، آن‌را سرودهٔ خواجه عمیدابوالعلاء عطاء بن یعقوب کاتب، معروف به ناکوک یا عطایی‌رازی، از مشاهیر دورهٔ دوم غزنوی و صاحب برزونامه می‌داند.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز