لغت نامه دهخدا
ناله زدن. [ ل َ / ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ناله کردن. فغان کردن:
ریگ زند ناله که خون خورده ایم
دیگ مریزید که خون کرده ایم.نظامی.رجوع به ناله و ناله کردن شود.
ناله زدن. [ ل َ / ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ناله کردن. فغان کردن:
ریگ زند ناله که خون خورده ایم
دیگ مریزید که خون کرده ایم.نظامی.رجوع به ناله و ناله کردن شود.
(مصدر ) ناله کردن فغان کردن: دیگ زند ناله که خون خورده ایم ریگ بریزید که خون کرده ایم. ( نظامی لغ. )
💡 تا چند چو نای هر نفس ناله زدن تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن