لغت نامه دهخدا
نامنظمی. [ م ُن َظْ ظَ ] ( حامص مرکب ) پراکندگی. آشفتگی. پریشانی. بی نظم و ترتیب بودن. منظم و بسامان و مرتب نبودن.
نامنظمی. [ م ُن َظْ ظَ ] ( حامص مرکب ) پراکندگی. آشفتگی. پریشانی. بی نظم و ترتیب بودن. منظم و بسامان و مرتب نبودن.
پراکندگی. آشفتگی. پریشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توزیع و رشد جمعیت:جمعیت در سراسر جهان به صورت کاملاً نا منظمی پراکنده شدهاست. بیش از یک چهارم خشکیهای جهان خالی از سکنهاست یا تراکم جمعیت بسیار پایینی دارد. حداقل یک چهارم مناطق جهان نیز دارای جمعیتی با تراکم ۱۰ نفر در کیلومتر و بیشتر میباشد.