لغت نامه دهخدا
نظم و ترتیب. [ ن َ م ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آراستگی. انتظام. سامان. || سخن منظوم:
بماند سالها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذره خاک افتاده جائی.سعدی.
نظم و ترتیب. [ ن َ م ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آراستگی. انتظام. سامان. || سخن منظوم:
بماند سالها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذره خاک افتاده جائی.سعدی.
آراستگی ٠ انتظام ٠ سامان٠ یا سخن منظوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ردیف مجموعهایست از ملودیهای سنتی موسیقی ایرانی که در روایتهای مختلف سازی و آوازی، با نظم و ترتیب خاصی در قالب دستگاهها و آوازهای مختلف تقسیمبندی شدهاند. به بیان دیگر ردیف موسیقی روشی برای تقسیمبندی گوشهها است تا آموزش این گوشهها را از طریق تکرار میسر کند.
💡 رفتارشان خیلی موافق نظم و ترتیب بود حُسن انتظام متحصنین بواسطه روسای ملت بود و کسان فاسد را در میان خود راه نمیدادند. کلیه مصارف و مخارج را جمعی از تجار معتبر کفیل بودند. سرهنگ دوگلاس -وابسته نظامی- مواظب ابنیه و عمارت بود، باوجودی که به هیچ وجه به این کار احتیاج نبود.
💡 در این بین توجهی نیز به بیان تناسب آیات و نظم و ترتیب آنها، از خود نشان میدهد. مسائل فقهی و احکام از نظر مفسر دور نیفتاده، در محل خود به بیان آنها بدون بسط و تفصیل و در برخی موارد با ذکر اقوال و وجوه محتمل، میپردازد (مانند ج ۱ ص ۴۰۰ به بعد ذیل آیه ۱۸۷ سوره بقره)، و در مواردی مانند وضو، طلاق، متعه از مسائل خلافی بین اهل سنت و شیعه، بنا را بر مذهب شیعه امامیه میگذارد.
💡 در طول تاریخ تقریباً دور جزیره بونئو متعلق به قلمرو برونئی بود اما در سده نوزدهم سلاطین برونئی بخش کوچکی از قلمرو پیشینشان را زیر حکومت داشتند. بریتانیای کبیر به جایی که به صورت بهشت دزدان دریایی درآمده بود نظم و ترتیب داد و از ۱۸۸۸ تا ۱۹۷۱ این سرزمین را همسود خود کرد.