ملاباجی

لغت نامه دهخدا

ملاباجی. [ م ُل ْ لا ] ( اِ مرکب ) معلمه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). معلمه مکتب دختران.
- ملاباجی چُندک؛ زنی که دایم بر مصائب خود یا دیگران غم خورد یا دایم از عجز خود گوید. به مزاح، زنی بسیار اندوه خواره. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مُ لْ لا ) [ ع - تر. ] (اِمر. ) معلم مکتب دختران.

فرهنگ عمید

زن مکتب دار که دختران را درس بدهد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) معلم مکتب دختران

ویکی واژه

معلم مکتب دختران.

جمله سازی با ملاباجی

💡 حسین فلاح نوشیروانی در سال ۱۲۸۱ در روستای نوشیروان‌کلای بارفروش (بابل کنونی) در یک خانواده مذهبی، کشاورز و دامدار زاده شد. وی از دوران کودکی دارای هوش سرشاری بود که او را در روستا زبانزد کرده بود. حسین در شش سالگی توانست عم جزء را نزد یک ملاباجی به نام «ملاخیران» فرا بگیرد و سپس ظرف مدت سه ماه در نزد آخوندی به نام «شیخ محمد سالاری» قرآن را ختم کند.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز