به معنای همراهی دوبارهٔ جسم و روح آدمی در روز رستاخیز، از جمله بنیادینترین اعتقادات تمامی مسلمانان به شمار میآید. این اصل اعتقادی، با وجود اجماع بر ضرورت وقوع آن، در جزئیات ویژگیها و چگونگی تحقق، محل بحث و اختلاف نظر بوده است. واژهٔ «معاد» در لغت به معانی گوناگونی همچون بازگشتن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، و رستاخیز به کار رفته و در اصطلاح کلامی، مترادف با حشر و برانگیختن موجودات است. متکلمان معاد را به دو دستهٔ جسمانی و روحانی تقسیم میکنند و بر این باورند که معاد جسمانی جزو ضروریات دین بوده و انکار آن به کفر میانجامد.
بر اساس دیدگاه مشهور متکلمان اسلامی، جسمی که در قیامت باز میگردد، دقیقاً همان بدن دنیوی انسان است؛ ایشان برای اثبات مدعای خود به ظواهر صریح آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و ائمه استناد میکنند. در مقابل، فلاسفه اسلامی در قبال این مسئله رویکردهای متفاوتی را در پیش گرفتهاند؛ برخی از آنان به دلایل عقلی، امکان تحقق معاد جسمانی به شکل ظاهری و بازگشت عین همین بدن مادی را مردود شمردهاند. برخی دیگر نیز با قبول اصل معاد جسمانی، بر این باورند که بازگشت با بدنی از جنس مثال یا هورقلیایی صورت میپذیرد که قابل انطباق با قواعد عقلی است و با آن ادلهٔ نقلی را توجیه میکنند.
در راستای حل تعارض و ایجاد وحدت میان براهین عقلی فلاسفه و ظواهر مستندات نقلی، ملاصدرا، فیلسوف بزرگ شیعه، نظریهٔ معاد جسمانی را با تکیه بر جسم مثالی مطرح ساخت. بر این اساس، انسان که مرکب از روح و بدن است، پس از پایان حیات دنیوی به عالم برزخ منتقل شده و در روز قیامت، با جسمی متناسب با عالم آخرت و روح خویش باری دیگر زنده میشود. این حیات مجدد برای محاکمه و محاسبهٔ دقیق اعمال نیک و بد صورت میپذیرد تا نیکوکاران به نعمتهای جاودان بهشت و بدکاران به کیفر اعمال خود در دوزخ دست یابند.