مشارالیه

فرهنگ عمید

کسی که به او اشاره شده، اشاره شده به او.

فرهنگ فارسی

۱- کسی که بدو اشاره شده ( در مورد مذکر آید ). ۲- در پیش ذکر شده: در قتل سید مشارالیه مدخل بوده.... توضیح گاه صفتی است که بجای موصوف نشیند و درین صورت بمنزله ضمیر باشد: مشارالیه از فوت فرزند رشید نامدار اسماعیل میرزا واقعه نازله سلطان حسین صاحب تعزیه اندوهناک بود.....

جمله سازی با مشارالیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن مشارالیه اهل هنر آن سرشته ز نور پا تا سر

💡 «بنده شخصاً با ایشان بیش از سى سال روابط دوستى داشتم، چه در طهران چه در آذربایجان، چه در ایام آرامش چه در ایام انقلاب. همیشه ایشان را شخص پاک‌دل، پاک‌زبان، پاک عمل، پاک حساب، خیرخواه، ایران‌دوست و وطن‌پرست به‌جا آورده بودم. ملاحظه فرمودید که در مجلس نظریات و اظهارات او همیشه خیلى عاقلانه و عمیق بود و در کار تجارتى با تجربیاتى که داشت و در کار اقتصادى، آراء مشارالیه همیشه مفید و قیمتى بود».

💡 این را هم بدانید میرزا جعفر تنخواه نفرستاده، من بهمان احوال باقی و هنگام رجعت سرکار همچنان معطل و از التزام خدمت محروم خواهم بود. کاغذی که این دو روزه از مشارالیه به من رسید ارسال خدمت داشتم با گرفتاری حضرت و عرض مردم و فقدان تنخواه جای هیچگونه سخن نیست. اگر کسی در این حالت خدمتی به حضرت عرض نکند توقع نعمت کمال بی شرمی خواهد بود فضل خدا شما را مستخلص کند گرفتاری ما نقلی نیست.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز