لغت نامه دهخدا
لوح پاک.[ ل َ / لُو ح ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از تخته ساده و بی نقش. ( آنندراج ). لوح ساده:
عالمی از راست گوئی دشمن ما گشته اند
ما چه میکردیم چون آئینه لوح پاک را.صائب.و رجوع به لَوح شود.
لوح پاک.[ ل َ / لُو ح ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از تخته ساده و بی نقش. ( آنندراج ). لوح ساده:
عالمی از راست گوئی دشمن ما گشته اند
ما چه میکردیم چون آئینه لوح پاک را.صائب.و رجوع به لَوح شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرو مرو ز خود از غایت غم و اندوه بیا بیا ز من این لوح پاک را بستان
💡 فرضیه لاک در مورد ذهن معمولاً خاستگاه تصورات امروزی در مورد آگاهی و خود شمرده میشود. فرضیهای که در آثار فیلسوفانی چون دیوید هیوم، ژان ژاک روسو و ایمانوئل کانت برجستگی مییابد. لاک نخستین فیلسوفی بود که «خود» را از طریق استمرار «هوشیاری» تعریف کرد. او معتقد بود که انسانها چون لوح پاک و دستنخورده و تهی از دانش زاده میشوند و هیچ دانسته درونی و ذاتی ندارند بلکه هر آنچه میدانند از راه مشاهده (تجربه) به دست میآید.