قلش
مترادفها
دسته مو، توده مو
لغت نامه دهخدا
قلش. [ ق َ ] ( ع اِ ) قشر و پوست:قلش جلد و قرحه؛ روی پوست و قرحه. ( دزی ج 2 ص 395 ).
جمله سازی با قلش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که از هر قلش بود بیخ و تبار هم از تخم فرخ یل اسفندیار