وافرا
مترادفها
فراوانی، کثرت، بیشمار
متضادها
اندک، کم، معدود
لغت نامه دهخدا
( وافراً ) وافراً. [ ف ِ رَن ْ ] ( ع ق ) به فراوانی. به کثرت. کثیراً. || اغلب. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
۱ - بفراوانی بکثرت. ۲ - غالبا اغلب.
جمله سازی با وافرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا دارای باغات گردو وسیب وانگور و جنگلهای بید وسپیدار وافرا میباشد که جلوه ای دیدنی برای گردشگران به وجود آورده است