لغت نامه دهخدا
هیلان. [ هََ ی َ ] ( ع اِ ) آنچه فروریزد از ریگ. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به هَیل شود.
هیلان. [ هََ ی َ ] ( ع اِ ) آنچه فروریزد از ریگ. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به هَیل شود.
آنچه فرو ریزد از ریگ
اسم: هیلان (دختر) (کردی) (تلفظ: hilan) (فارسی: هیلان) (انگلیسی: hilan)
معنی: آشیانه و محل آرامش، آشیانة، مکان آرامش ( نگارش کردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول جنگ داخلی آمریکا، هیلان ب. لیون، یکی از ژنرالهای ناتان بی فارست، در یک اقامتگاه خصوصی در رد هیل اقامت داشت. وی توسط هنگ پانزدهم سواره پنسیلوانیا به اسارت درآمد، اما موفق به فرار شد.