نیکو نیت
مترادفها
نیت خیر
متضادها
بد نیت، سوء نیت
لغت نامه دهخدا
نیکونیت. [ نی ی َ / ی َ ] ( ص مرکب ) خوش نیت. خوش قلب. نیک خواه:
از خداوند نظر چشم همی داشت جهان
به جهان داری نیکونیت و خوب سیر.فرخی.درخت بدنیت خوشیده شاخ است
شه نیکونیت را پی فراخ است.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که قصد و اندیش. وی همیشه نیکو باشد.
جمله سازی با نیکو نیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از خداوند نظر چشم همیداشت جهان بجهانداری نیکو نیت و خوب سیر
💡 هرچند او با نیکو نیت به کمک دیگران شتافت، اما متأسفانه نتیجه اقدامات او به دلیل عدم مدیریت صحیح، مطلوب نبود.
💡 در فلسفه اخلاق، داشتن نیکو نیت در انجام هر کار، ارزشی فراتر از رسیدن به نتیجه نهایی در نظر گرفته میشود.
💡 او با نیکو نیت قصد داشت وضعیت اقتصادی روستاییان را بهبود بخشد، اما با موانع قانونی بسیاری در مسیر خود روبرو شد.