لغت نامه دهخدا
نیک سودا. [ س َ ] ( ص مرکب ) خوش معامله:
متاع هوش به بازار گرم گل برسان
در انتظار نشسته ست نیک سودائی.رضی دانشی ( از آنندراج ).- امثال:
نیک سودا شریک مال مردم است. ( آنندراج ).
نیک سودا. [ س َ ] ( ص مرکب ) خوش معامله:
متاع هوش به بازار گرم گل برسان
در انتظار نشسته ست نیک سودائی.رضی دانشی ( از آنندراج ).- امثال:
نیک سودا شریک مال مردم است. ( آنندراج ).
خوش معامله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه جان بفروخت درد دل خرید نیک سودا کرد و خوش ارزان فتاد