لغت نامه دهخدا
نیم من. [ م َ ] ( اِ مرکب ) وزنی معادل بیست سیر. ( یادداشت مؤلف ). نصف یک من. ( فرهنگ فارسی معین ) || رطل، در اصطلاح می فروشان. ( یادداشت مؤلف ).
نیم من. [ م َ ] ( اِ مرکب ) وزنی معادل بیست سیر. ( یادداشت مؤلف ). نصف یک من. ( فرهنگ فارسی معین ) || رطل، در اصطلاح می فروشان. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) نصف یک (( من ) ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر سازد وگر سوزد چنان به نیم من در میان حق جاودان به
💡 اگر صد پند شیرینم دهی تو نیم من زانکه هم زینم دهی تو
💡 گر جمله توئی همه جهان چیست؟ ور هیچ نیم من این فغان چیست؟
💡 کس این راه برگیرد از راستان ؟ نیم من بدین کار هم داستان
💡 اگر بر جاهلان وقفست خیرت نیم من هم بدین حد نیز دانا