لغت نامه دهخدا
نیم روی. ( اِ مرکب ) نیم رو. نیمه ای از صورت و رخساره. نیم رخ. یک طرف صورت.
- نیم روی بر خاک نهادن؛ نیم رو خاکی کردن. گونه بر خاک سائیدن به علامت نهایت انکسار و تذلل و انقیاد و تملق:
بر خاک نیم روی نهم پیش تو چو سگ
وآنگه چو سگ به لابه بلاکش تر آیمت.خاقانی.