لغت نامه دهخدا
نیم روشن. [ رَ / رُو ش َ ] ( ص مرکب ) نیمه روشن.که اندکی روشن است و کاملاً تاریک نیست:
چو آمد شب آن نیم روشن دیار
سیه مشک بر عود کرد اختیار.نظامی.
نیم روشن. [ رَ / رُو ش َ ] ( ص مرکب ) نیمه روشن.که اندکی روشن است و کاملاً تاریک نیست:
چو آمد شب آن نیم روشن دیار
سیه مشک بر عود کرد اختیار.نظامی.
نیمه روشن. که اندکی روشن است و کاملا تاریک نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آمد شب آن نیم روشن دیار سیه مشک بر عود کرد اختیار