لغت نامه دهخدا
نیم بوسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب )بوسه ای کوتاه و شتاب زده. بوسه ای مختصر:
به نیم بوسه ز من خواستی هزار سجود
به یک جواب ز من خواستی هزار سؤال.فرخی.به نیم بوسه دعائی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز.حافظ.
نیم بوسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب )بوسه ای کوتاه و شتاب زده. بوسه ای مختصر:
به نیم بوسه ز من خواستی هزار سجود
به یک جواب ز من خواستی هزار سؤال.فرخی.به نیم بوسه دعائی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز.حافظ.
بوسه ای کوتاه و شتاب زده ٠ بوسه ای مختصر ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوس ز حُقِّهٔ دهنش چون شکر فرو ریزد
💡 به نیم بوسه توان صد هزار جان دادن از آن دو لعل میآلود میپرست مرا