نیروده

لغت نامه دهخدا

نیروده. [ دِه ْ ] ( نف مرکب ) کمک دهنده. مددکار. یاری کننده. تقویت کننده:
پسر بایدی پیشم اکنون به پای
دلارای و نیروده و رهنمای.فردوسی.نیروده تست ناف خرچنگ
عشرتگه تو دهان ضیغم.خاقانی.

جمله سازی با نیروده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدارای و نیروده دادگر به پیغمبر آن فخر و زین بشر

💡 پسر بایدی پیشم اکنون به پای دلارای و نیروده و رهنمای

💡 بیامد خروشان به پیش خدای خداوند نیروده رهنمای

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز