نیارمیدن
مترادفها
نیاوردن
متضادها
آوردن
لغت نامه دهخدا
نیارمیدن. [ ن َ رَ دَ ] ( مص منفی ) نیارامیدن. مقابل آرمیدن. رجوع به آرمیدن شود.
جمله سازی با نیارمیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون آب روان نیارمیدن دارد چون باد به شش جهت دویدن دارد