لغت نامه دهخدا
نگرویده. [ ن َ گ ِ رَ دَ/ دِ / ن َ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گرویده.
نگرویده. [ ن َ گ ِ رَ دَ/ دِ / ن َ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گرویده.
💡 وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ از ایشان کس هست که باین نامه گرویده است وَ مِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ و هست از ایشان کس که باز نگرویده است وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ (۴۰) و خداوند تو داناتر دانای است بمفسدان و تباه کاران.
💡 حاجی محمّدکریمخان کرمانی صاحب «ارشادالعوام» که از مخالفان شناخته شده باب بود و رهبری گروهی از شیخیه را که به باب نگرویده بودند بر عهده داشت، از شنیدن خبر اعدام باب اظهار سرور کرده و نوشته که باب را «بعد از امر به توبه از کفر خود و قبول نکردن او … نشانهٔ گلوله ساختند».
💡 دیویَسنا به معنی پرستنده دیو اصطلاحی است که در مزدیسنا (آیین زرتشتی) به پرستندگان دیو یا همان خدایان باستانی آریایی (هندوایرانی) که به آیین زرتشت نگرویده بودند گفته میشود. در اوستا غالباً صفت تورانیان است.
💡 بهرام بیضایی بهائیزادهای است که به این مذهب نگرویده است.