نگذاشته

لغت نامه دهخدا

نگذاشته. [ ن َ گ ُت َ / ت ِ / ن َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گذاشته.

جمله سازی با نگذاشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او تا به حال به‌طور علنی قرار نگذاشته اما چند باری شایعه قرار گذاشتن او با پارتنرهای سریال‌هایش رسانه ای شده که توسط کمپانی او تکذیب شده‌است.

💡 دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم پا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم

💡 به عنوان شاهنشاه او به غیر از پرتره خود بر روی سکه هیچ تصویری از خود بر روی صخره‌ها، آن گونه که هر دو پیشینیان او به فراوانی انجام می‌دادند، برای نسل‌های آینده بر جا نگذاشته است.

💡 گرچه خضر تشنه لب جانی دراو نگذاشته است می توان مرد ازبرای آب حیوانش هنوز

💡 وادی سرگشتگی در من نفس نگذاشته است پای خواب آلوده دامان منزل کن مرا

محبت یعنی چه؟
محبت یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز